تبلیغات
درد من و دوای من

ابزار هدایت به بالای صفحه

درد من و دوای من

درد من و دوای من شنبه 1393/12/9
چه شود به چهره ی زرد من،نظری برای خدا کنی؟
که اگر کنی، همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را،تو مهی و جان جهان تو را
زِ رهِ کرم چه زیان تو را، که نظر به حال گدا کنی؟

ز تو گر تفقّد و گر ستم،آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم،چه جفا کنی چه وفا کنی

تو کمان کشیده و در کمین،که زنی به تیرم و من غمین
همه ی غمم بوَد از همین، که خدا نکرده خطا کنی

هاتف اصفهانی


  • درد من و دوای من
  • چه شود به چهره ی زرد من،نظری برای خدا کنی؟
    که اگر کنی، همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

    تو شهی و کشور جان تو را،تو مهی و جان جهان تو را
    زِ رهِ کرم چه زیان تو را، که نظر به حال گدا کنی؟

    ز تو گر تفقّد و گر ستم،آن عنایت و این کرم
    همه از تو خوش بود ای صنم،چه جفا کنی چه وفا کنی

    تو کمان کشیده و در کمین،که زنی به تیرم و من غمین
    همه ی غمم بوَد از همین، که خدا نکرده خطا کنی

    هاتف اصفهانی


    خودم نوشتمش   شنبه 1393/12/9 | 21:44    [