تبلیغات
درد من و دوای من

ابزار هدایت به بالای صفحه

درد من و دوای من

مجبورم ای جان! شنبه 1394/06/14
دوبارَه مَی دوما بِبِم ،صَحب زن دو تا ببم
بُکو حلالُم همسرُم مجبورِم ای جان

(دوباره میخوام دوماد بشم و صاحب دو تا زنم بشم منو حلال کن همسرم که مجبورم!)

نه عشق پیری نه هوس، دردُم نافهمی هیچ کس
خدا به فریادُم برَس مجبورم ای جان

(این نه عشق پیریه نه هوا و هوس ، کسی دردمو نمیفهمه ، خدایا به فریادم برس که مجبورم!)

درد دلم خیلی زیاد ،خوبی تا مُوگَّه مَه یاد
گِریخ بُکو هرچی تشاد مجبورم ای جان

(دردهای دلم زیاده، خوبی تو همیشه به یادم میمونه، هر چه میخوای گریه کن اما مجبورم!)

وقتی اَ بِهنِم بِچیام ، مَهصوم اودان مَه تا و تا
اَتات خَرص از تِی چشیام مجبورم ای جان

(وقتی بچه هامو می بینم که معصومانه کنارم نشستن، اشک از چشام جاری میشه اما مجبورم!)

روزی که عقد اُمکو وَ تو ، اُمگوت کسی ام نای غیر تو
حالا دگه شَه واکَتو مجبورم ای جان

(روزی که با تو  ازدواج کردم رو یادمه گفتم غیر از تو کسیو نمیخوام اما حالا دیگه اتفاقیه که افتاده و مجبورم!)

شاید که دست سرنوشت ،نصیب ما اِندِه اُشنوشت
اگه جُوُن هن اگه زشت مجبورم ای جان

(شاید دست سرنوشت اینجوری واسه نوشته باشه، حالا کارم چه خوب باشه چه زشت مجبورم !)

کلمات و ترکیبات تازه :
تشاد = میتونی | خرص: اشک | انده : این طور ، این گونه | جون : زیبا


نمایش نظرات 1 تا 30
  • مجبورم ای جان!
  • دوبارَه مَی دوما بِبِم ،صَحب زن دو تا ببم
    بُکو حلالُم همسرُم مجبورِم ای جان

    (دوباره میخوام دوماد بشم و صاحب دو تا زنم بشم منو حلال کن همسرم که مجبورم!)

    نه عشق پیری نه هوس، دردُم نافهمی هیچ کس
    خدا به فریادُم برَس مجبورم ای جان

    (این نه عشق پیریه نه هوا و هوس ، کسی دردمو نمیفهمه ، خدایا به فریادم برس که مجبورم!)

    درد دلم خیلی زیاد ،خوبی تا مُوگَّه مَه یاد
    گِریخ بُکو هرچی تشاد مجبورم ای جان

    (دردهای دلم زیاده، خوبی تو همیشه به یادم میمونه، هر چه میخوای گریه کن اما مجبورم!)

    وقتی اَ بِهنِم بِچیام ، مَهصوم اودان مَه تا و تا
    اَتات خَرص از تِی چشیام مجبورم ای جان

    (وقتی بچه هامو می بینم که معصومانه کنارم نشستن، اشک از چشام جاری میشه اما مجبورم!)

    روزی که عقد اُمکو وَ تو ، اُمگوت کسی ام نای غیر تو
    حالا دگه شَه واکَتو مجبورم ای جان

    (روزی که با تو  ازدواج کردم رو یادمه گفتم غیر از تو کسیو نمیخوام اما حالا دیگه اتفاقیه که افتاده و مجبورم!)

    شاید که دست سرنوشت ،نصیب ما اِندِه اُشنوشت
    اگه جُوُن هن اگه زشت مجبورم ای جان

    (شاید دست سرنوشت اینجوری واسه نوشته باشه، حالا کارم چه خوب باشه چه زشت مجبورم !)

    کلمات و ترکیبات تازه :
    تشاد = میتونی | خرص: اشک | انده : این طور ، این گونه | جون : زیبا


    خودم نوشتمش   شنبه 1394/06/14 | 07:32    [
    نمایش نظرات 1 تا 30